فرسایش

فرسایش كه به آلمانی  Abtrag وبه فرانسه وانگلیسی Erosion گفته  می‌‌شود، از كلمه لاتین Erodere  گرفته شده وعبارت است از فرسودگی و از بین رفتگی مداوم خاك سطح زمین (انتقال یا حركت آن از نقطه ای به نقطه دیگر در سطح زمین) توسط آب یا باد.

خاك یكی از مهمترین منابع طبیعی هر كشور است. امروزه فرسایش خاك به عنوان خطری برای رفاه انسان و حتی برای حیات او به شمار می‌رود. در مناطقی كه فرسایش...

كنترل نمی‌شود، خاك ها به تدریج فرسایش یافته، حاصلخیزی خود را از دست می دهند.

  فرسایش نه تنها سبب فقیر شدن خاك و متروك شدن مزارع می گردد و از این راه خسارات زیاد و جبران ناپذیری را به جا می گذارد، بلكه با رسوب مواد در آبراهه ها، مخازن سدها، بنادر و كاهش ظرفیت آبگیری آنها نیز زیانهای فراوانی را سبب می‌گردد. بنابر این نباید مساله حفاظت و حراست خاك را كوچك و كم اهمیت شمرد. 

 اگر استفاده خاك بر اساس شناسایی استعداد و قدرت تولیدی آن ومبتنی بر رعایت اصول صحیح و علمی باشد، خاك از بین نمی رود. فقط در سایه حمایت پوشش نباتی(درختان یا سایر گیاهان) بوده كه فرسایش خاك بسیار كند شده و تعادلی در تشكیل و فرسایش خاك ایجاد گردیده است.

 این تعادل مساعد كه تحت تاثیرشرایط طبیعی حكمروا شده بود،از زمانی كه بشر زمین را به منظور تهیه  محصول وبدست آوردن غذا و دیگر مایحتاج خود ،موردكشت و زرع قرار داد تا از آن به عنوان مرتع استفاده كرد، بر هم خورد و زمین ها در معرض فرسایش شدید و وسیع قرار گرفت .
بنابراین فرسایش قبل از آنكه مورد بهره برداری انسان قرارگیرد  نیز اتفاق می‌افتاده(فرسایش طبیعی) ولی از وقتی‌كه انسان در آن به كشت و زرع پرداخت باعث فرسایش بیش از حد(فرسایش سریع وشدید) خاك شده است.

مبارزه با فرسایش آبی

        معمولا برای حفظ خاك و مبارزه با فرسایش دو راه وجود دارد: مبارزه مستقیم و    مبارزه غیر مستقیم. این دو روش مبارزه نمی­توانند جایگزین یكدیگر شوند، بلكه بصورت مكمل می­باشند. استفاده از فعالیتهای مدیریتی (Best Management Practices)، در قالب مدیریت جامع حوزه­های آبخیز، روشی مناسب در كنترل و كاهش میزان فرسایش و رسوب است.

 1- مبارزه غیر مستقیم

       در مبارزه غیر مستقیم هدف ایجاد پوشش گیاهی یا بیشتر كردن آن است. برای نتیجه گیری بهتر، بایستی روش بهره­برداری از زمین با حفظ خاك متناسب باشد و به جهت ایجاد تعادل بین خاك و گیاه و زمینهای مرتعی و جنگلی و زراعتی مشخص گردد تا نقاطی كه استعداد جنگل را دارد، جنگل­كاری، و قسمتهایی كه برای مرتع­داری مناسب است، در آنجا پوشش مرتعی ایجاد یا توسعه داده شود و خلاصه سطح­هایی كه برای كشاورزی مستعد است، گیاهان زراعتی مناسب با آن محل بویژه از خانواده لگومینوز كاشته بشود. هر چند گیاهان زراعتی خاك را به خوبی مرتع و جنگل در برابر عوامل فرسایشی حفظ نمی­كنند، اما چون خاك استعداد كشاورزی دارد، چنانچه از روی اصول صحیح كشت و زرع گردد، هم از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه است و هم خاك حفظ خواهد شد.

      در بهره­برداری صحیح از خاك در نقاط كوهستانی معمولا باید نكات ذیل مراعات بشود:

     زمینهایی كه شیب آنها زیاد و صخره­ای است و همچنین سطحهایی كه خاكش كم است، مانند قله كوهها را باید به احداث جنگل اختصاص داد تا حساسیت خاك در مقابل فرسایش كم شود و زمینهایی كه دارای خاك نرم و مرطوب و كوهپایه­ای است و نسبت به زمینهای جنگلی شیب كمتری دارد در آنها مرتع بوجود آورد و خلاصه اراضی كه خاكش خوب و شیب آن كم است و دسترسی به آب آبیاری لازم هم هست، با احتیاط و از روی اسلوب صحیح كشاورزی بشود.

 در اینجا قابل ذكر است كه بسیاری از كارشناسان كه برنامه آبخیزداری را اجرا می­كنند معتقدند در نقاطی كه منظور حفظ خاك است،‌ به هیچ وجه نباید زراعت بشود، كمااینكه در ایران در كلیه حوزه­های آبخیزداری بكلی مانع بهره­برداری از زمین بصورت كشاورزی و برای دامداری می­شوند، زیرا شخم زدن زمین و همچنین بدون پوشش گیاهی ماندن آن برای مدتی از سال به فرسایش خاك كمك می­كند.

 2- مبارزه مستقیم

      مبارزه غیر مستقیم یعنی ایجاد پوشش گیاهی یا تقویت پوشش زنده خاك بیشتر به منظور پیشگیری صورت می­گیرد، در صورتیكه مبارزه مستقیم هنگامی شروع می­شود كه خاك فرسایش یافته باشد و باید اقداماتی انجام داد كه خاك بیش از این فرسایش نیابد و امكاناتی فراهم كرد تا سطوح فرسایش یافته ترمیم گردد. بنابراین در مبارزه مستقیم وضع خاك از نظر فرسایش از مرحله پیشگیری به مرحله استعلاجی می­رسد كه انجام این امر مستلزم صرف هزینه زیاد است و اصل اقتصادی آن بایستی مراعات گردد.

      فرسایش آبی موقعی اتفاق می­افتد كه سرعت آبهای جاری از سرعت آستانه فرسایش تجاوز كند. سرعت آستانه فرسایش، حداقل سرعتی است كه آب بتواند ذرات خاك را با خود حمل كند. در مبارزه مستقیم با فرسایش آبی، هدف نفوذ دادن آب بیشتر در زمین، یا هدایت آبهای اضافی به طرف مجاری خروجی و خلاصه جلوگیری از سرعت آبهای جاری در سطح زمین است تا به سرعت آستانه فرسایش نرسد كه موجب فرسایش خاك گردد.

      مبارزه مستقیم با فرسایش را معمولا از طریق ایجاد بانكت­های افقی در امتداد خطوط تراز و ایجاد سكوهای محافظ و حایل و دیگر اقداماتی كه بعدا به آنها اشاره خواهد شد، انجام می­دهند.

مبارزه با فرسایش خاك

 همانطور كه قبلا شرح داده شد، خاك توسط آب و باد فرسایش می­یابد. پوشش گیاهی و هوموس در جلوگیری از هر دو نوع فرسایش (آبی و بادی) بسیار موثر است.

برای جلوگیری از فرسایش خاك در درجه اول باید هدف ایجاد پوشش گیاهی باشد. اما بدیهی است كه در بعضی نقاط، شرایط طبیعی طوری است كه امكان روییدن گیاه نیست ولی در هر حال باید اقداماتی در زمینه جلوگیری از فرسایش خاك صورت گیرد. در این شرایط بایستی از فكر ایجاد پوشش گیاهی در آن منطقه منصرف شد و روشهای دیگری را برای نفوذ دادن آب در زمین (در فرسایش آبی) و تثبیت خاك در فرسایش آبی و بادی در پیش گرفت. به عنوان مثال حفر جویها یا بانكت­ها در دامنه كوهها در جلوگیری از فرسایش آبی و استعمال مالچ نفتی در تثبیت ماسه­های روان و دیگر اقدامات كه ذیلا به شرح آنها خواهیم پرداخت.

لازم به ذكر است كه اقدامات لازم درباره جلوگیری از فرسایش خاك و انتخاب روش و بكار بردن وسیله صحیح برای مبارزه با آن باید با مطالعات و بررسیهای دقیق و توجه به وضع اقلیمی و جغرافیایی و حتی اجتماعی منطقه مربوطه صورت گیرد نه آنكه یك فرمول و یك دستورالعمل برای مبارزه با فرسایش بادی برای كلیه نقاط بكار برده شود.

اثر فرسایش در ایجاد سیلابهای خطرناك

 در مناطقی كه زمین پوشش گیاهی كم دارد یا بكلی فاقد آن است، در موقع بارندگی­های شدید یا ذوب شدن برفها، آب زیادی در دامنه كوهها جاری می­شود كه اغلب تشكیل سیلهای خطرناكی را می­دهد. با فرسایش خاك و گل­آلود شدن آب و وجود مواد دیگری از قبیل ریگ و قلوه­سنگ و سنگ در سیلابها، قدرت خراب كننده آب فرسایش می­یابد و با نیروی زیادتری باعث كنده شدن بستر رودخانه­ها و كناره­های مسیل می­گردد و حتی خانه­های مجاور رودخانه­ها و مسیلها را نیز ویران می­كند و از این راه خسارات زیادی وارد می­سازد.

اثر فرسایش در پر شدن سریع سدها

در حفظ خاكهای حوزه آبریز رودهایی كه بر روی آنها سد بسته شده است، نسبت به رودهایی كه بر روی آنها سد بسته نشده است باید بیشتر دقت بشود و عملیات حفاظتی به منظور جلوگیری از فرسایش خاك سریع­تر و جدی­تر و موثرتر باشد، زیرا وجود سد خود در واقع در حكم یك صافی است كه مانع عبور مواد محموله آب می­شود. هرچه خاكهای حوزه آبریز رود مربوط بیشتر فرسایش یابد، به همان نسبت مواد بیشتری در پشت سدها جمع و روی هم انباشته می­شود و در نتیجه عمر سد یعنی مدت بهره­برداری از آن كوتاهتر می­گردد.

 

اثر فرسایش بر روی كاهش آبهای زیرزمینی

 پوشش گیاهی نه تنها خاك را حفظ می­كند و مانع از فرسایش آن می­شود، بلكه در حفظ آب نیز بسیار موثر است. در نقاطی كه زمین پوشش گیاهی دارد (كه این پوشش مانع از فرسایش آن می­شود)، به هنگام بارندگی قطرات آب به هنگام فرود آمدن ابتدا به اندام گیاه برخورد می­كند و بصورت ذرات ریز در می­آید كه بهتر جذب زمین می­گردد. از طرف دیگر ریشه­های گیاه و هوموس موجود در خاك، آبی را كه به زمین می­رسد جذب می­كند و به این طریق مانع از جاری شدن آن در سطح زمین می­گردد. آبی كه به طریق مذكور در خاك حفظ می­شود بعدها بصورت آب چشمه­سار از كف دره­ها بیرون می­آید و آبهای دائمی را تشكیل می­دهد یا به عنوان آب زیرزمینی در آن محل یا نقاط دورتر از آنها بهره­برداری می­شود.

بعكس، كوهها یا زمینهای شیبداری كه پوشش گیاهی ندارد و فرسایش یافته است، قادر نیست آبهای برف و باران را در خود نگه دارد. چون به همین علت منابع آبهای زیرزمینی تغذیه كافی نمی­شود، در فصول خشكی قناتها دچار كم آبی و در شرایط فوق­العاده حتی خشك می­گردد.

اثر فرسایش در كاهش حاصلخیزی خاك

 براثر فرسایش، خاك رو كه از نظر كشاورزی فعالترین و بارخیزترین قسمت پوسته جامد زمین است، فرسوده می­شود و از بین می­رود و در نتیجه حاصلخیزی آن كاهش می­یابد. فرسایش چنانچه شدید باشد، بكلی بارخیزی خاك را از بین می­برد.

چنانچه قابلیت نفوذ آب یا هوا در خاك، بر اثر كم شدن یا از بین رفتن ماده آلی و تاثیر سایر عوامل كاهش یابد، خاكدانه­ها متلاشی و از هم جدا می­شود، در نتیجه، ساختمان خاك متراكم می­گردد. در چنین حالتی در فصل مرطوب، محیط نامساعد و خفه­كننده­ای در خاك بوجود می­آید. چون در این صورت هوا و آب نمی­تواند در خاك نفوذ كند و همچنین خاك قادر نیست آّب را برای فصل خشكی در خود ذخیره نماید، از نظر شیمیایی و بیولوژیكی شرایط در خاك بسیار نامساعد می­گردد. در چنین محیطی بتدریج موجودات كوچك خاك­زی (میكروارگانیزم­ها) از بین می­روند و هوموس خاك تلف می­شود. بر اثر از بین رفتن مواد آلی (هوموس)، كمبود مواد ازتی خاك نیز ظاهر می­گردد. با از بین رفتن هوموس و موجودات زنده، خاك حاصلخیزی خود را بكلی از دست می­دهد.

چنانچه فرسایش بسیار شدید و عمیق باشد، ترمیم خرابی­ها مستلزم صرف وقت و هزینه زیاد است و در شرایط فوق­العاده حتی بعید به نظر می­رسد.

حاصلخیزی خاك نه تنها بر اثر فرسایش كاهش می­یابد،بلكه بر اثر تجمع آبرفتهای نامرغوب و بادرفتهای شور در سطح زمینهای دایر نیز در معرض خطر قرار می­گیرد. اغلب مشاهده شده است كه زمین بسیار حاصلخیز بوده ولی بر اثر جاری شدن سیلاب یا سیلابهای شور یا بادرفتهای شور در سطح آن، حاصلخیزی خود را از دست داده است.

فرسایش تونلی
یكی از جالبترین و نادرترین ای فرسایشها، فرسایش تونلی می باشد. این فرسایش در این ناهمواری اشكالی را شبیه به لانه روباه بوجود آورده است كه به نام اشكال فرسایش تونلی معروف هستند. اشكال فرسایش تونلی مطالعه شده در منطقه ساختاری ساده داشته و شامل تعدادی حفره یا گودالهای قیفی شكل با ابعاد گوناگون و یك شبكه زهكشی زیرزمینی بوده كه این شبكه توسط خروجی هایی به شكبه زهكشی سطحی متصل است. علیرغم ساختمان فیزیكی ساده این اشكال، مكانیسم تشكیل آنها بسیار پیچیده می باشد

فرسایش توده ای
این نوع فرسایش در روی زمین اغلب به شكل عوارض زمین كه معرف حركات خاك در گذشته است ظاهر می­گردد. این حركات عبارتست از تورم و بالا آمدن خاك، سرخوردگی، خزیدن زمین و ریزش خاك (حركت یخچالها).

در فرسایش توده­ای قسمتی از خاك دامنه كوهها به حركت در می­آید كه یا ممكن است بر اثر اشباع شدن خاك طبقه رویی از آب و نفوذپذیری خاك طبقه زیری، خاك رویی به حركت در آید، یا ممكن است بر اثر لغزش این عمل اتفاق افتد، به این معنی كه توده­ای از كوه از محل اولیه خود جدا می­شود و در محل دیگری قرار می­گیرد، یا ممكن است در نتیجه ریزش باشد كه در این حالت قسمتی از كوه ریزش می­كند و در سطح­های پایین­تر روی هم انباشته می­شود.

 


فرسایش سیلابی

 فرسایش سیلابی یك تخریب ساده نیست. در مناطق كوهستانی و حتی در زمینهای سست جلگه­ای فرسایش شیاری و خندقی ممكن است به فرسایش سیلابی تبدیل گردد. در این فرسایش جریان آب بویژه آبهای گل­آلود، حامل ریگ و شن و غیره، موجب شسته شدن اطراف آن و حمل مواد بیشتر با خود می­گردد. با این عمل، زمینهای دیواره بستر، استحكام و قدرت خود را از دست می­دهد و بتدریج و در مواقع جاری شدن سیلابهای شدید حتی به طور ناگهانی ریزش می­كند و امكان دارد كه موجب تخریب و ویرانی مزارع و دهاتی كه در جوار این مسیل­ها واقع شده­اند، بشود. با افزایش مواد خاكی در آب، وزن مخصوص آن بیشتر و قدرت و نیروی درهم كوبنده آن زیادتر می­گردد.


فرسایش خندقی

منشا این فرسایش، آب است. در این فرسایش عمق و عرض زمینهای فرسایش یافته بیشتر از فرسایش شیاری است.

این شكل فرسایش، بر اثر پیشرفت فرسایش شیاری بوجود می­ید، به این نحو كه شیارها به هم می­پیوندند، در نتیجه زمین بیشتر شسته می­شود و نهرها یا خندقهایی در سطح زمین تشكیل می­گردد. در این تخریب، سنگ مادر ظاهر می­شود و آنقدر عمیق و عریض است كه گاوآهن قادر به عبور از آنها نیست. این خندقها یا نهرها تدریجا عمیق­تر می­شوند. عمق خندقها به یك متر یا بیشتر می­رسد و بتدریج شكل آنها تغییر می­كند. این عمل در صخره­های سست، خاكهای رسی و رسی آهكی بیشتر دیده می­شود. این فرسایش اغلب در محدوده آب و هوای خشك و در نواحی كه تغییرات درجه حرارت در فصول مختلف در آنجا شدید است ظاهر می­گردد. البته این شكل تخریب در زمینهای جنگل­كاری شده نیز دیده می­شود و ساختمان زمین­شناسی خاك هم در این فرسایش بی­تاثیر نیست.

با توسعه خندقها و عریض­تر شدن آنها، آب علاوه بر خاك سطح­الارضی، خاك زیری و خاك تحت­الارضی را نیز از جا می­كند و با خود می­برد. فرسایش خندقی علاوه بر ویرانی خاك زراعتی، سبب وارد آمدن خسارات زیادی به راهها،‌ جاده­ها، خطوط ارتباطی و  مجاری آبها و همچنین موجب افزایش هزینه نگهداری تاسیسات مزبور نیز می­شود. شخم زدن شیبهای تند و چرای بیش از حد و لگدكوب شدن خاك مراتع طبیعی توسط احشام، باعث از بین رفتن پوشش نباتی و كنده شدن خاك و در نتیجه پیدایش آبراها­ها و خندقها می­گردد.

فرسایش چاله ی

 این شكل فرسایش بیشتر منشا بادی دارد. چاله ها در نتیجه توسعه فرسایش سطحی و بزرگتر شدن چاله های كوچك نخستین، بوجود می آید. در بسیاری از نقاط دشت لوط و حواشی دشت كویر سطح­های وسیعی از زمین دیده می­شود كه بر اثر باد بصورت چاله چاله در آمده است. این چاله ها نشانه فرسایش بادی شدید در این نواحی است. بادهای شدید موادی را كه از كندن این چاله­ها بدست می آورد، كیلومترها با خود می­برد.

فرسایش شیاری یا آبراهه ای

منشا این تخریب اغلب باران است و در پیدایش آن عامل، شیب بسیار موثر می باشد. فرسایش شیاری یا آبراهه ای، در دامنه كوهها و حتی در سطح زمینهای كم شیب نیز به سهولت دیده می­شود. این شكل فرسایش، پیشرفته تر از فرسایش سفره­ای بوده و ممكن است به صورت خطوط موازی نیز ظاهر شود كه ابتدا كم عمق است ولی به سرعت عمیق تر می­شود. این شكل فرسایش، تا زمانی كه سنگ مادر ظاهر نشده است، بنام فرسایش شیاری خوانده می­شود.



 

 

 

 

فرسایش سطحی یا سفره ای

عمل عامل فرسایشی در این فرسایش، در تمام سطح زمین است. این شكل فرسایش بیشتر منشا بادی دارد، ولی طبیعی است كه فرسایش آبی نیز ابتدا به طور سطحی اتفاق می افتدكه به علت فرسایش یكنواخت در تمام سطح كمتر محسوس می گردد.

این نوع تخریب با ظهور لكه های سفید و روشن در سطح نمودار می­شود و نشان دهنده تخریب و از بین رفتن سطحی­ترین قسمت زمین، آن هم به صورت لكه لكه است. اختلاف رنگ بین قسمتهای فرسایش یافته و فرسایش نیافته علامت این تخریب است، زیرا قسمت رویی به علت دارا بودن مواد آلی، غالبا تیره رنگ می­باشد. علامت دیگر این فرسایش وجود ریگ و سنگریزه های آزاد در سطح زمین است. در این نقاط باد ذرات ریز را با خود برده و ریگ و سنگریزه در سطح زمین باقی مانده است.

 

مراحل مختلف فرسایش

 فرسایش چه توسط باد صورت گیرد چه توسط آب، خواه عادی باشد خواه سریع، دارای سه مرحله است: مرحله كنده شدن خاك، مرحله انتقال خاك و مرحله انباشته شدن و تجمع خاك.

 1- مرحله كنده شدن خاك از جای خود

 در این مرحله، ابتدا خاكدانه­ها بر اثر از بین رفتن هوموس و كلوئیدهای خاك، چسبندگی خود را از دست می­دهند و از هم می­پاشند. در نتیجه خاك آماده فرسایش می­شود. در چنین وضعی، خاك سطح­الارض كه حاصلخیزترین قسمت خاك است، به طور ناگهانی یا بتدریج بوسیله آب یا باد از جای خود كنده می­شود.

 2- مرحله حمل یا انتقال خاك بوسیله آب یا باد

 چون ذرات خاك چسبندگی خود را از دست داده­اند، نمی­توانند در مقابل جریانهای شدید آبها یا بادهای تند مقاومت كنند، در نتیجه از جای خود كنده می­شوند و به نقطه دیگر منتقل می­گردند.

در مورد فرسایش آبی معمولا مواد از منطقه مرتفع­تر به محل پست­تر منتقل می­گردند. مسافتی را كه آب یا باد مواد را با خود می­برد به عوامل مختلفی بستگی دارد، از آن جمله می­توان در مورد آب، شدت آب، شیب زمین، ریز و درشتی آبرفت­ها( شن، رس و غیره)، و در مورد فرسایش بادی شدت باد، قطر بادرفتها و همچنین مسطح و وسیع بودن جلگه­ها و دشتها را نام برد.

  3- مرحله تجمع و انباشته شدن مواد

 بادرفتها (موادی كه توسط باد حمل می­گردند) هر جا به مانعی (گیاه، دیوار، سنگ و غیره) برخورد كند فورا بر روی زمین می­افتد و درآنجا رویهم انباشته می­شوند. این مواد در شرایط فوق­العاده تشكیل تپه­های بزرگ و حتی توده­های عظیم شنی یا ماسه­ای شبیه كوه را میدهد.

 آبرفتها بتدریج كه از شدت جریان آب و شیب زمین كاسته می­شود از حركت بازمی­ماند و در سطح زمین رسوب می­كند (ابتدا ذرات درشت­تر و بعد ذرات ریزتر). در بعضی موارد تجمع مواد آبرفتی بقدری زیاد است كه یك طبقه رسوبی قابل توجهی را تشكیل می­دهد.


انواع فرسایش

  1- بر اساس انواع عوامل فرسایشی

 در طبیعت دو نیرو، یا دو عامل وجود دارد كه باعث جابجایی خاك یا به عبارت دیگر فرسایش خاك می‌شود: آب و باد.

یكی از  مهمترین فرایندهای طبیعی در مناطق خشك و نیمه‌خشك و فرا خشك فرسایش بادی است.این فرایند در شرایطی رخ می‌دهد كه علاوه بر وجود خاك حساس، باد دارای حاكمیت و سرعت قابل توجه باشد. انتقال ذرات خاك به صورت‌های مختلف معلق، جهشی و خزشی انجام می‌گیرد وباعث خسارت‌های جدی به محیط زیست می‌شود

 2- بر اساس تاثیر طبیعت و دخالت انسان

 فرسایش طبیعی یا بطئی كه فرسایش عادی هم نامیده می‌شود  پیوسته در طبیعت بوسیله آب یا باد صورت گرفته و می‌گیرد و نتیجه قوه ثقل، سرازیری دامنه ها، جریان آب سطحی روی زمین،وجود نهرها و رودها و یخچال‌ها وغیره است.

عمل این نوع فرسایش كند و هماهنگ با تولید خاك است بدین معنی كه از یك طرف خاك تشكیل می‌شود و از طرف دیگر امكان دارد فرسایش یابد.عوامل طبیعی مؤثر در فرسایش سبب فرسایش یافتن قلل مرتفع وكاهش ارتفاع آنها و همچنین پر كردن دره‌ها و چاله‌ها می‌شود كه نتیجه آن صاف و هموار شدن سطح زمین است.

در این نقل وانتقال خاك، در صورتی كه عمل خاكسازی بیش از فرسایش باشد، موجب افزوده شدن وگسترش خاكها می‌شود، اگر متعادل باشد،یك هماهنگی بین فرسایش  و خاكسازی  بوجود می‌آید ولی چنانچه تخریب سریع و شدید وعمل خاكسازی ضعیف باشد، تعادل طبیعی بر هم می‌خورد.

در چنین وضعی كه زمین بشدت فرسایش می‌یابد سنگهای مادر ظاهر می‌گردد وچهره زمین به صورت لخت و بایر درمی‌آید. مبارزه بااین فرسایش بسیار مشكل و در بسیاری از موارد غیر ممكن است. فرسایش سریع یا مخرب همانطور كه ذكر شد نتیجه تاثیر اعمال بشر است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 دی 1390    | توسط: سجاد خشنود مطلق    |    |
نظرات()